٢۳ تیر ۱۳۸٢

شـاسـوســا

كنار مشتي خاك

در دور دست خودم، تنها، نشسته ام

نوسان ها خاك شد

و خاك ها از ميان انگشتانم لغزيد و فرو ريخت .

شبيه هيچ شده اي !

چهره ات را به سردي خاك بسپار.

اوج خودم را گم كرده ام .

مي ترسم، از لحظه بعد، و از اين پنجره اي كه به روي احساسم

گشوده شد .

برگي روي فراموشي دستم افتاد : برگ اقاقيا !

بوي ترانه اي گمشده مي دهد،

 بوي لالايي كه روي چهره مادرم نوسان ميكند.

از پنجره

غروب را به ديوار كودكي ام تماشا مي كنم .

بيهوده بود، بيهوده بود .

اين ديوار، روي درهاي باغ سبز فرو ريخت .

زنجير طلايي بازي ها، و دريچه قصه ها، زير اين آوار رفت .

آن طرف، سياهي من پيداست:

روي بام گنبدي كاهگلي ايستاده ام، شبيه غمي .

و نگاهم را در بخار غروب ريخته ام .

روي اين پله ها غمي، تنها نشست .

در اين دهليز ها، انتظاري سرگراداني بود

« من » ديرين روي اين شبكه هاي سبز سفالي خاموش شد

در سايه آفتاب اين درخت اقاقيا، گرفتن خورشيد را در ترسي

شيرين تماشا مي كرد .

خورشيد، در پنجره مي سوزد .

پنجره لبريز برگي شد

با برگي لغزيدم

پيوند رشته ها با من نيست .

من هواي خودم را مي نوشم

و در دور دست خودم، تنها، نشسته ام

انگشتم خاك ها را زير و رو مي كند

و تصويرها را بهم مي پاشد، مي لغزد، خوابش مي برد.

تصويري مي كشد، تصّوير سبز: شاخه ها، برگها.

روي باغ هاي روشن پرواز مي كنم .

چشمانم لبريز علف ها مي شوند

و تپش هايم با شاخ و برگها مي آميزد .

مي پرم، مي پرم

روي دشت دور افتاده

آفتاب، بالهام را مي سوزاند، و من در نفرت بيداري به خاك مي افتم

كسي روي خاكستر بال هايم راه مي رود .

دستي روي پيشاني ام كشيده شد، من سايه شدم:

« شاسوسا »، تو هستي ؟

دير كردي:

از لالايي كودكي،تا خيرگي اين آفتاب، انتظار ترا داشتم .

در شب سبز شبكه ها صدايت زدم، در سحر رودخانه،

در آفتاب مرمرها .

و در اين عطش تاريكي صدايت مي زنم: « شاسوسا » !

اين دشت آفتابي را شب كن

تامن،گمشده را پيدا كنم، و در جا پاي خودم خاموش شوم .

« شاسوسا»، وزش سياه و برهنه !

خاك زدگي ام را فرا گير.

لب هايش از سكوت بود.

انگشتش به هيچ سو لغزيد .

ناگهان، طرح چهره اش از هم پاشيد، و غبارش را باد برد.

روي علف هاي اشك آلود براه افتادم .

خوابي را ميان اين علف ها گم كرده ام .

دست هايم پر از بيهودگي جست و جوهاست .

« من » ديرين، تنها، در اين دشت ها پرسه مي زد

هنگامي كه مرد

رؤياي شبكه ها و بوي اقاقيا ميان انگشتانش بود

روي غمي راه افتادم .

بر شبي نزديكم، سياهي من پيداست:

در شب « آن روزها » فانوس گرفته ام .

درخت اقاقيا در روشني فانوس ايستاده .

برگهايش خوابيده اند، شبيه لالايي شده اند .

مادرم را مي شنوم .

خورشيد، با پنجره آميخته .

زمزمه مادرم به آهنگ جنبش برگهاست .

گهواره اي نوسان مي كند .

پشت اين ديوار، كتيبه اي مي تراشند .

مي شنوي ؟

ميان دو لحظه پوچ، درآمد و رفتم .

انگار دري به سردي خاك باز كردم:

گورستان به زندگي ام تابيد .

بازي هاي كودكي ام،روي اين سنگهاي سياه پلاسيدند .

سنگها را مي شنوم؛ ابديت غم

كنار قبر، انتظار چه بيهوده است .

« شاسوسا »، شبيه تاريك من !

به آفتاب آلوده ام .

تاريكم گم، تاريك تاريك،

شب اندامت را در من ريز .

دستم را ببين: راه زندگيم در تو خاموش مي شود .

راهي در تهي، سفري به تاريكي:

صداي زنگ قافله را مي شنوي ؟

با مشتي كابوس هم سفري شده ام .

راه از شب آغاز شد، به آفتاب رسيد، و اكنون از

مرز تاريكي مي گذرد

قافله از رودي كم ژرفا گذشت .

سپيده دم روي موها ريخت .

چهره اي در آب نقره گون به مرگ مي خندد:

« شاسوسا »! « شاسوسا »!

در مه تصويرها، قبر ها نفس مي كشند .

لبخند « شاسوسا »! « شاسوسا »!

و انگشتش جاي گمشده اي را نشان مي دهد: كتيبه اي!

سنگ نوسان مي كند .

گل هاي اقاقيا در لالايي مادرم مي شكفد: ابديت در

شاخه هاست .

كنار مشتي خاك

در دور دست خودم، تنها، نشسته ام .

برگها روي احساسم مي لغزند .

 

ســـهـراب


 

امكانات

نرگس بابایی مقدم

قاصدک





LOGO



سخن دیگر




 دل آرام ترین

 نرگس و بهار

نرگس بابایی



دلنوشته ها

سبزينه

عصر نو

hemid

دو هفته نامه فروغ

ماني ها

سایت عاشقانه

شعر نو

کانون ادبی آشیانه

poem



دوستاني بهتر از آب روان

نرگس بابایی

هنرمندان پرشین بلاگ

نگاه

سلما سلامتي

بابونه. شبنم طلوعی

دو استکان رباعی.علی مظفر

احساس پاييزي. علی اصغر

شب ها و دردها. علی اصغر

حذر از عشق ندانم.آذین نصرت

نگاه آبي

پرستو جانم

صداکن مرا.فاران

عاشقانه هایم برای تو.مهسان

تازه های ادبی

بهار مهربان

فرياد در تنهايي.حسام

آبانگان

اقاقیا- فروغ گلم

منو تو.درخت و بارون

بوف کور.سارا

دو روز مانده به خیانت

زرتشت

پاييز باروني

عشق و مستي عادل

مهرداد

بابا محمد

ميرزا قلمدون

اتاق آبي.رها

واثق

الههء مهر.شهلا

خاکستر

شب کوير

خلوتگاه حامد

غوغاي آرام عشق

پنجره

بانو فرزانه شیدا

قرنی از باران

نگاه من

ماه و نردبان

بی بی ناز

برگ وباد

هستی ترس انگیز

حرفی از جنس زمان

مارمولک پير

موسی شیرزایی

سایه

ماه روشن

خدا ازدواج کرد.مجتبی

چشمان ناچار

گرمای سبز.پیمان

راه به روایت عاشق نابیناشاعر اردیبهشت-شیما

یک استکان چای داغ

رعد.ا

لبخندایرانی - پسرانه

پیشنهاد بی شرمانه

. پرسه.بشیر براتی

رضا سپه وندی

کانون وبلاگ های ادبی

سرای امید

پرواز با اسب رویاهای من

فرزانه طاهری منش

محمد حسین شیخ

آنی که تویی

مرگ گلبرگهای مریم

عباس غفاری

اشعار آزاد_نیما نجاری

افلاک-شوریده لرستانی



دوستان خاموش

الله ابهي

حجم نيلوفري

پلين

ترانه هاي کوچک

غوغاي آرام عشق

بشنو از اين خموش.لادن

قهوه تلخ

فاصله ها

دل مجنون

مفهوم سبز

دست نوشته

برگاي زرد پاييز

شبهه

صبح پرند

صميميت سبز

دلتنگيهاي من و خودم

گلناز

آلبالوي سياه

عشق است که

hadilp

کسرا



بيا تا برايت بگويم

وازنا مجله شعر

مجله کلک

بنياد گلشيري

مجله بخارا

مجله ايران امروز

مجله کارنامه

مهر ارقام

مجله سخن

ملک الشعرا بهار

سعدي

قمرالملوک وزيري

فريدون مشيری

محمدعلی بهمنی

سایت عاشقانه

پانته آ بهرام

خالقي

مراببوس

کليپ سهراب

ايران تئاتر

ماني ها

مجله فروغ

سبزينه

ادبيات و فرهنگ

با مهرانه باشيم

پژوهشگاه مدارک علمی ایران

شعر نو

کانون ادبی آشیانه

پرشین ویدئو

تبلیغات رایگان



لوگوها

AvayeAram

وبلاگ سهراب

تا شقايق هست



COUNTER

feed


MUSIC


DISIGN BY

محسن



POWERD BY

صاحبخونه