آبستن درد

 

 

من

به دردهای تو

آبستن شده ام

و این بار نُه ماهه را

نود سال است

که می کشم به دنبالم

و همیشه و همیشه

این درد

زایمان با من است

و در رگهای من خانه دارد

و به قلب من خون درد می رساند

در کشاکش زخم های چرکین

من

تنها مسافر زمین

تنها مانده ام

و تو

تنها مونس من

از قافله جا مانده ای

چه گریه دارند این خنده ها

و چه حسرت بارند این لحظه ها

بسیار خسته ام

بسیار خسته ...

 

 

 

پانوشت:

 

 

۱.

 

عيد رضوان

 

blue-flower.jpg

 

عيد گل مبارک

 

 

۲.

 

اول اردی بهشت

بيست و ششمين

سالمرگ استاد شعر طبيعت

سـهراب سـپهری

 

سهراب عزیزم

 

امسال هم که نشد بيام

اما سال ديگه حتمآ ...

دوستت دارم

 

۳.

 

مسابقه ی بالی برای پرواز

حتمآ توجه بفرماييد

 

ايــنــجــــا

 

متآسفانه بی دقتی در اين مسابقه

بسيار بود و

چقدر فرياد زديم

صدايمان به جايی نرسيد

چه بيهوده پنداشتيم

که کسی جوابگو خواهد بود 

گر چه

گله ای نيست

مثل هميشه

 

 

 

 

 

 

/ 143 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نقطه سر خط

غصه نخور عزيز. يه روز اين دنيا ما را هم کم مياره

اميد وصال

انگار آپ شده وبت اما بايگانيش کردی. درست شد خبرم کن

اميد وصال

انگار آپ شده وبت اما بايگانيش کردی. درست شد خبرم کن

عسل

سلام عزيزم من عسل هستم وبلاگه فوق العاده ای داری خيلی دلم ميخواد باهات حرف بزنم فکر کنم دله پری داری من شاعرم يه جورايی شايد همدرد باشيم برام ايما بذار تا باهات بيشتر آشنا شم قربانت عسل

عسل

سلا قربونت برم مرسی که اينقدر خوبی که جوابمو دادی عزيزم خيلی دوستت دارم می خوام چند تا از شعرامو بهت نشون بدم تا بدونی هيچ وقت تنها نيستی و هميشه هر جا و هر جوری به کمک نياز داشتی اينجا کسی هست که عاشقانه کمکت کنه خيلی حرفا باهات دارم حرفايی که اينجا جا نميشه ۱ شنبه بيا باهات حرف بزنم تا تلفنمو بهت بدم قذبونه مهربونيات عسل

عشق خدائی

به نام حق و عشق خدائی که در وجودمان هست و منتظر بهتر شدن با عملکرد ما در دنیای زمینی برای هم نوعانمان زیباتر میشود به نام عشق های جاودانه به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را به نام آنکه کلمه را آفرید و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم ای خداوند عشق های جاوید ما را به عشق جاودانه خود برسون آمین