گريه نکن

 

گريه نکن

تلاطم اشک در چشمانت

تمامی وجودم را می ترساند.

مبادا

که قطره های اشکت موجی شوند.

خوب می دانم

عاقبت سيل اشک هايت

سونامی وار

مرا با خود به قعر دريا خواهد برد.

 

*********

پانوشت:

 

۱.

 

۵ اسفند ماه

سپندارمذ

faravahar 

روز زن  و روز زمين

در ايران باستان

 

۲.

۷ اسفند ماه

 

روز اعدام مانی

 

۳.

۸ اسفند ماه

 ۱۳۳۴

 

 

درگذشت استاد

علی اکبر دهخدا

 

۴.

۱۳ اسفند ماه

 

 

روزغم انگيزي كه

 كوروش بزرگ

بنيادگذار ايران

از اين دنيا رفت

 

۵.

۱۶ اسفند ماه

 

 

در گذشت ارسطو

 

۶.

از وبلاگ دوستی گرفته شده

 

انجمن ادبي

فروغ فرخ زاد

نشست : روز پنجشنبه

بيست و هفتم اسفند ماه

مکان : خيابان کريمخان . خيابان خردمند جنوبي،

کوچه يگانه ،پلاک 4

انتشارات ايران جام

زمان : 16 الي 19 بعد از ظهر

به اميد ديدار

* با تشکر انجمن ادبي فروغ فرخ زاد *


foroughlogo.gif

 

 

 

 

 

/ 238 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

من که حرفی ندارم ستاره جان من که حرفی ندارم آسمان به شب هايم حسادت کرد ودر دستهايم بودی گفتم خيالی نيست رفتی در جوار ماه و با ابر ها هم آغوش شدی گفتم خيالی نيست ديوانه شدم اما گفتم خيالی نيست اما ستاره کوچکم من که شب های سياه سياهم ديگر به سوگ هيچ مرثيه ای ننشست ديگر برای هيچ عشقی نخواهم سرود شايد من تنها قصه گوی از ياد رفته عشق های پرسوزم يا عابری که از کوچه خيس عطش می گذرد نه؟ حتما جز اين نبود // .اين شعر را از کتابی که در انجمن می فروختيد نوشتم .اين ماه انجمن داريد؟

الهام

درود/شقايق جان بسيار زيبا.دوست داشتنی و تاثير گذار بود/عزيز مهربان آهنگ وبلاگت بد جوری دوست داشتنی هست/می خواستم خواهش کنم که اگه ميشه به من ياد بدی که چه جوری ميتونم توی وبلاگم به اين صورت آهنگ بزارم؟؟؟؟منتظرم و تشکر/دستانتان پر توان...

الهام

شقايق جان دست نوشته هايت دیوانه وار بود/کاماتی غنی و با معنی!/عزيز ماندگار در اين دهکده تنهايی با دلی پر از عشق بهترين ها را برايت آرزومندم بدرود...

NilouFar

دوست عزيز سلام...پيداست وبلاگ پر طرفداری داری! ممنون که به من سر زدی!

پارسا

سلام وبلاگتون خيلی خوب و قشنگ بود اشعار خوبی هم داريد.شما کتاب شعری هم داريد که منتشر شده باشه؟بدرود

مريم

قشنگ بود .موفق باشي

bita

تو را از تو مي خواهم آنسان كه بايد شايسته باشد و آنگونه كه شايد ببايست . توان گفتنم كه نيست با كدامين اعجاز دست لرزان مرا به نگاريدن مي اجباري ؟ ... با تو اين شهر همان شهري نيست که ميشناسم . .با تو هيچ کجا را نميشناسم حتي اينجا را .. با تو تمام جاهايي را که ميشناختم ديگر نميشناسم .. با تو ديگران را نميشناسم حتي خود را .. با تو بايد جايي را بشناسم ؟ بايد چيزي بگويم ؟ با تو، تو را هم نميشناسم .. با تو هيچ و هيچ و هيچ .. با تو فقط تو //// من بــــــــــــــــــه روزم

Elham

your webloge is greatly beautiful

فرید

سلام خسته نباشی / خوب بود موفق باشی / بای بای

123

خوب يا بد نميدونم ولی جالب بود اميدوارم بعدا بهتر بشه