برای تو عزیز رفته

.

.

.

جمعه سیاه

جمعه تلخ

نیمه های شب

ناله های همراه

و صدایی خسته

درمانده

لرزان

خبری شوم

«حقیقت ندارد»

«خودت را برسان»

باران تند

بی وقفه

و خیابانی

که به انتها نمی رسد

«آمدم ، آمدم ، صبر کن»

و بعد رسیدن

احساس یک پیکر پر درد

در آغوش سرد ام.

دوباره حرکت

دوباره راه

بارش بی پایان آسمان

در آن بهمن ماه شوم

پاهایی سنگین

سربی

قدم هایی سخت

رسیدیم

با ترس

دندان های قفل

صدایی یخ زده

«می گویند اینجاست

دروغ است، نه؟»

« آرام باشید»

و پتک ثانیه ها بر سرم

و کشش پنجه بر هوای سنگین

«درست است

اینجاست

در خوابی عمیق»

آوار آسمان بر سرم

«وای خدا»

اشک

سکوت

غم

دردی تا عمق درک بشری

چون لاشه ای در

کنج اتاقک کوچک

به زمین ریختم

زندگی را به یکباره باختم

اما خودم را نه.

«خدایا!

توکل به تو»

صبر کردم

صبر کردیم

«بٍک یا علیٌ بک یا...»

زمان کشدار بود

و هر صدای زنگ

سالی از عمر

کسر می نمود

«دلم روشن است

توکل کنید»

«انت الکافی و انت الشافی و انت الباقی یا باقی...»

«توکل کنید»

لحظه های حضور

پشت درهای بسته سبز

و اتاقی بزرگ

که همه در خوابند

خوابی که شاید بیداری

شاید ابدی

پیکره ای بلورین

سفید ، پاک

با موهایی مجعد

که لشکر بی انصاف سپید

فوج سیاهش را 

خلع صلاح کرده بود

فریاد زدم

صدایت کردم اما

تو که هیچ

خودم هم نشنیدم.

ناله کردم

حسرت خوردم

آه کشیدم

و هدیه آورنده ات را

التماس کردم

تمنا کردم

نیاز گفتم

نیایش کردم

و توکل

تنهای تنها من

توکل کردم

«دلم روشن است

محال نیست معجزه»

روزها زجر دادند

شب ها التیام

روزها زخم زدند

شب ها دوا

باریدم

دلش بارید

یخ زدم

اما تو گرم بودی

سه شنبه آخر

وقتی که متون نثر قاجار

پا از شانه های خسته ام برداشت

آمدم

پر شتاب

پر امید

ولی تو خسته بودی

تو سرد بودی

سست شدم

لرزیدم

فرو ریختم

«سردش است

پتو بیاورید»

«آرام باش بانو

دیگر کدام گرما

تمام شده

مرگ مغزی ست»

نفس برید و

من خفه شدم

و دیگر به کل ناامید

اما از دامنت 

دست نکشیدم

راز و نیاز شبانه ام

پایانی نداشت

صبر کردم

و باز هم صبر

تا برگ سیاه فصل سرد

هجده

شد

و ساعت بی شرم

ده بار کوبید

نه بر صفحه،

بر سرم

بر دلم

بر اندام پوسیده ام.

و تو

ای الهه آرمش

بعد از آنهمه بی تابی

آنهمه تنش

آنهمه سرگردانی

عاقبت آرام گرفتی

مثل همیشه تنها رفتی

و ما بی پناه

بی آغوش گرم

همچنان می کشیم پای لنگان را.

زمزمه همراهان

«قسمت همین بوده

صبور باشید»

به خدا صبر کردم

توکل کردم

اما نشد

«لعنت به هر چه صبر

نفرین به هر چه دل

که روشن است»

.

.

.

.

 پانوشت

.

۱.

.

تولد بهمن ماه و متولدین این ماه

مخصوصآ مادر مهربانم

مبارک بادا

.

.

۲.

.

دوم بهمن ماه

شصت و نهمین سالمرگ

ابوالقاسم عارف قزوینی

.

یادش گرامی

.

زندگی نامه ی عارف

.

.

۳.

.

دهم بهمن ماه

جشن باستانی و ایرانی

سده

خجسته بادا

.

.

۴.

.

ای غریب دلخون

غم مخور

غمخوار مهربان داری

محزون مباش

مخدوم بزرگوار داری

...

هجدهم بهمن ماه

اولین سالگرد درگذشت

دایی مهربانم

که با رفتنش

 قسمت بزرگی از روح ما را هم برد

.

روحش آرام و شاد

.

.

۵.

.

به مادر گفتم

دیگر تمام شد

همیشه پیش از آنکه فکر کنیم اتفاق می افتد

باید برای روزنامه

تسلیتی بفرستیم

.

فروغ فرخ زاد

.

بیست و چهارم بهمن ماه

چهلمین سالمرگ

بانو فروغ فرخ زاد

.

روحش شاد و نامش بلند بادا

.

زمان حضورما در ظهیرالدوله

در وبلاگ

انجمن ادبی فروغ فرخ زاد

.

.

۶.

به عزیزان ادب دوست توصیه می کنم

در نشست های ادبی

شهر کتاب مرکزی شرکت نمایند

که روزهای سه شنبه و چهارشنبه

برگزار می گردد

.

شانزدهم این ماه

در مورد کتاب

غزلیات سعدی

تصحیح استاد مرحوم  غلامحسین یوسفی

چهار استاد برجسته میهنمان

حسن انوری

سعید حمیدیان

محمد جعفر یاحقی

و

کاووس حسن لی

سخنرانی داشتند

که بسیار ارزنده بود

.

حیف است که این فرصت ها را از دست بدهیم

.

.

۷.

.

 روز سه شنبه

بیست و هشتم بهمن ماه

هزار و دویست و هشتاد و یک شمسی

در طهران متولد شد

صادق هدایت

پدر داستان نویسی نوین ایران لقب گرفت

.

تولد صادق هدایت

.

به یاد آن بزرگوار

تولد صد و چهار سالگیشان را

روز بیست وهشتم بهمن ماه

در کافه نادری

گرد هم خواهیم بود

.

به امید دیدار

.

زندگی نامه صادق هدایت

.

 .

 ۸.

.

فرامرز صدیقی پارسی

.

پرویز یاحقی

.

" معروف به "پرویز یاحقی

 نوازنده برجسته ویولن

به دیار باقی شتافت

روحش شاد

.

.

.

.

 

 

 

/ 335 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کيارش

سلام خيلی زيبا بود پرستو خيلی از شما تعريف کرده بود الان فهميدم واقعا راست می گفت عالی بود موفق باشی

مهران فره راز

با سلام. من مهران فره راز هستم.۲۴ سال سن دارم و در بلوار ابوذر خيابان پيروزی تهران زندگی می کنم. من يک ساب دامين دارم که از پر بيننده ترين وب سايت های ايرانی. سايت من تشکیل شده از زندگی نامه ئ من و یک سری عکس. بهتون پيشنهاد مي کنم که نوشته های منو بخونید چون ممکنه اثر خاصی تو زندگيتون داشته باشه. و خوشحال ميشم اگر نظری داشتيد به آدرس ای ميل من بفرستيد و يا آی دی منو اد کنيد تا در يک فرصت مناسب با هم چت کنيم. از دوستانی هم که به این وبلاگ سر می زنن میخوام که به ساب دامین من هم تشریف بیارن و نوشته های منو بخونن و نظرشونو در مورد نوشته های من به من بگن. با تشکر... مهران فره راز. سايت من : URL:Http://www.Mehranfarahraz.4t.com ایمیل من : Mehranf8398@yahoo.com

شهربانو

وبتون خيلی قشنگ بود خوشحال ميشم به منم يه سر بزنيد

سمیرا

سلام احسنت افرين ای وووووووووووووووووول وبلاگتون عاليه من که خيلی خوشم اوومده

هو المحبوب

گلی که محبوب خدا باشد ، بدون باران هم رشد خواهد کرد.

تينا

اگر در اسارت اينهمه اندوه نبودم همه چيز خنده بر لبهايمان مي نشاند...

آريانا آريارمن

درود بر شما بر خود می بالم که کشورم شما را در آغوش دارد وبلاگ ارزشمندی داريد از تبادل انديشه با شما مفتخر خواهم شد به ديدار مزار د نوشتههايم بياييد شايد تشنه ی آشنايی باشند. با سپاس شاد زی بهسامان

دکتر مجتبی کرباسچی

صاحبدلان این سایت مجموعه گرد آوری اشعار عارفانه و عاشقانه شعرای قدیم وجدید است منتظر دیدار شما هستیم دکتر مجتبی کرباسچی