گورستان

 

 

 

تاریکی محض

سرما

رطوبت

سکوت

سکوت

سکوت

صدای زوزه

صدای ناله

نه  نه

سکوت

و فقط سکوت

هیچکس اینجا نیست؟

....

چرا

عده ای در رفت و آمدند

باز گویی که

میهمانی درراه است

تق تق

تق تق

صدای پاشنه های بلند زنی

به روی سنگ

انسان های بی فکر

شاید کسی در خواب باشد

امان از مردم آزاران

آرامش ما را اسیر طوفان می کنند

دست و پایم خشک شده است

کاش میشد ذره ای تکان بخورم

جای من در این تابوت بسیار تنگ است

و گور من بس عمیق

اینجا آرامگاه ابدی من است

به قبرستان روح من خوش آمدید

 

 

******

پانوشت

 

۱.

 

سپاس فراوان از محسن گرامی

 

دردهاي تنهايي

 

به سبب ساخت قالبی به اين زيبايی

و سپاس ويژه از حسام مهربان


 

فرياد در تنهايي

 

به سبب  طراحی عکس وبلاگ

خسته نباشيد

 

۲.

 

۱۶ خرداد ماه

 

گلشیری

 

پنجمين سالمرگ

استاد هوشنگ گلشيری

 

  

۳.

 

ماه قبل تولد انجمن فروغ بود

و به نظر شخص بنده برنامه بسيار عالی بود

سپاس از عزيزانی که همراه ما بودند

به زودی عکس های انجمن را در

وبلاگ انجمن فروغ

قرار خواهم داد

و اما

 

نشست اين ماه

انجمن ادبی فروغ

بيست وششم خرداد ماه

ساعت شانزده تا نوزده

آدرس:

خيابان دکتر شريعتی.روبه روی خيابان بهار شيراز

سينما ايران.طبقه سوم.پاتوق تهران

به اميد ديدار شما عزيزان

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 211 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

اولين بار نيست ميام اينجا اما هربار انگار دفعه اولمه .اينجا هميشه برام تازه ست.موفق باشی

CyberPhanos

Tip of Today [2]: Salaam, too orkut hasti? age hasti plz be Community CyberPhanos ozv sho, ooni ke ax dare akhe mikhaym az tarighe in matalebe marboote ro behet ersaal konim mersi

یاسین

سلام.خوشحالم کردی سر زدی. امروز آپ کردم.تا کی سکوت و قبرستان مرگ و تاریکی؟ "اگر که بیهده زیباست شب ، برای که زیباست شب؟ برای چه زیباست شب"

**طناز**

براي دونستن تو همه دنيارو گشتم از ميون آتش و باد خشكي و دريا گذشتم ........

**طناز**

سلام....وبلايگ زيبايی....شعر زيبايی بود....خوش حال می شم به من هم سری بزنی...موفق باشی....

چشمهايش

ما که پوسيديم اما کسی بهمون سر نزد .شما با اينهمه طرفدار چرا طاقچه بالا گذاشتی و نمی نويسی؟

ياس سفيد

يارب آن نوگل خندان که سپردی به من اش // می سپارم به تو از چشم حسود چمن اش // عالی بود

نگار

خيلی بيخيالی بابا .آپديت کن ديگه

پريا

وبلاگتون خيلی عاليه

بوف کور

زندگي معناي مجهولي است که ناخواسته وبي اختياري وارد ان ميشوي وبي انتخاب واختياري باان وداع ميگوئي بي انکه خطي ازاين؛سرناخوانده؛: را تغييري دهي .واقعا چه بي احساي وبي وفاست اين معناي مجهول .دردهايش را به دوش مي کشي باخفت ها وذلت هايش سرميکني بي انکه روزنه اي ازمعناي خود رابرتوجلوه دهد.درعوض مرگحداقل شهامت ان دارد که پوزخندي به ان مجهول زند.لحظه مابين هستي ونيستي لحظه ورود به مرگ چه باشکوه ميتواند باشد. لحظه اي که پوزخند مرک نمايان ميشود چه حالي است وتو هرانچه بوده : دردها خوشي ها ولذائذي که چون خود افريدکارش(زندگي) مجهول وفاني است را تف مي کني وبراين پوزخند سجده مي کني